سلام به همه ی دوستان عزیز . ممنون که دوباره سر زدید .
یه مدته به قول شاعر گفتنی " دیگر دلم هوای سرودن نمی کند " . یا به تر بگم : هوای سرودن می کنه ولی ... . در هر صورت یه مدته که شعر گفتن به حالت تعلیق در اومده البته نه داوطلبانه ... !!
در مورد حرف سیاسی هم ... . هیچی اصلاً . فقط رأی بدیم و سعی کنیم درست رأی بدیم .
چند تا کار هم که خیلی جدید نیستن :
یک روز آخر می رسی ، بی ساز ، بی برگ
دسـتـت تمـام زنـدگـی را مـی زنــــد بـــرگ
امــروز ، فـــردا ، دعـــوتــم را مــی پـذیــری
چشمم به زیر پای تو ! خوش می رسی ! مرگ ...
و اما چند طرح :
زنگ انشا
موضوع : آزادی
حد اکثر ، یک برگ
خط و نشان کشیدند !
سرنوشتم
صلیب
هر روز دسته گل به آب می دهیم
تا چه از آب دربیاید ...
و یک خبر که شاید جدید باشه :
شهرام ناظری رو که اهالی موسیقی سنتی می شناسن .کسی که خیلی از جا های جهان شعر مولوی رو با صدای او می شناسن . اما از استاد ناظری خبر رسیده که قراره از مدتی دیگه ( چیزی حدود یک سال ) شروع به خوندن شعر های فردوسی کنه . مطالعات و بر رسی ها برای این کار شروع شده . شاید شما هم جزء اون دسته باشید که با این کار چندان موافق نیستن . اما توانایی های شهرام ناظری قبلا ثابت شده . وقتی حدود سی سال پیش شهرام ناظری می خواست بره سراغ شعر های مولانا ، از طرف یه عده ( که شاید تعدادشون بیش تر از موافق ها بود ) نهی شد . اما او این کار رو ادامه داد . در عرصه ی ملی و جهانی افتخار آورد و بعد از او شعر های مولانا در موسیقی رواج بیش تری گرفت .
با امید موفقیت برای شهرام ناظری و شما دوستان .
|
+| نوشته شده توسط
مهدی حمیدی در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386
|