تبليغاتX
... ــپــنـــجـــرهـ ...
غم که می آید در و دیوار شاعر می شوند .......... مرحوم نجمه زارع
 بعد از مدت ها ...

سلام می گم به همه ی دوستانی که نسبت به من لطف دارن . ممنونم که سر زدید .

دو رباعی هست . اولی رو تقدیم می کنم به روح بزرگ قیصر امین پور . هر چند ... هیچ است ... .

 

در زردی پاییز چه سبزی ! عیدی !      

در کوچه ی آفتابمان خورشیدی

 

تا در دل ما نور کند غوغایی

بر آینه های ناگهان تابیدی

 

 

 

و اما دومی که البته جدید تر هست :

 

 

هر چند که روزم از خوشی لب ریز است     

سهم دلم از دل خوشی ام نا چیز است

 

پایان هیایوی بهار دل خوش

مهمانی سرد و ساکت پاییز است

 


و یک خبر هم به اونایی که اهل رمان خوندن هستن . کتاب " بی وتن " رضا امیر خانی بعد از مدت زیادی که زیر چاپ بود ، به بازار اومد . البته در نمایش گاه تهران . حالا کی برسه شیراز من هم ... . از امیر خانی قبلا کتاب های زیبا و پر طرف داری چاپ شده : من او ، ارمیا ، داستان سیستان ، نشت نشا ، از به و ناصر ارمنی .

 

 در ضمن سایتی هم در مورد قیصر امین پور لینک کردم که ... سر بزنید .

 

براتون آرزوی موفقیت می کنم .

 

|+| نوشته شده توسط مهدی حمیدی در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387  |
 
 
بالا